قرار بود مسیر کرمان تا بم را به یاد رفتگان زلزله جانسوز بم بپیمایم.اما حرمت و یاد نام شهدا هم مرا بر آن داشت تا این افتخار راهم انجام دهم لذا یاد و نام شهدای استان کرمان و بم هم به آن اضافه شد.برای طی این مسیر 3 روز را در نظر گرفته بودم.اما مهربانی مسیر و باد و لطف خدا این زمان مرا یک روز جلو انداخت.

دوست داشتم .مسیر کرمان تا بم را نخ کشی کنم.اما چند علت این افتخاررا از من سلب کرد.چراکه تهیه 180 نخ دوک در مسیر ،کار راحتی نبود.فرهنگ و باور عمومی جامعه هم آماده پذیرای چنین حرکتی نبود.بدون پشتیبان بودم و بر توانایی های مالی خود تکیه داشتم و.... اما در بم این کار را کردم.از 15 عدد نخ دوکی سفید و سیاه استفاده کردم و در دوروز اقامت نزدیک به 1500 متر نخ کشی کردم.کنجکاوی مردم و دوستان قابل پیش بینی بود.یک تغییر را هم با کمک آقا مرتضی عباس زاده انجام دادم تا کار مرا راحت کند.

در این حرکت مردم کنجکاو بودند.می پرسیدند.این نخ را برای چه هست.من هم توضیح می دادم.در این چند روز اقامت ،گاهی برای خرید و یا ... مردم بم از من پول نمی گرفتند.البته همچنان چهره شاداب و مهربان مردم بم هویدا بود.هرچند کمی آلام و درد های حادثه دلخراش زلزله را می شد حس کرد.در هر فرصتی بر اساس توانایی انسانی ام  در جمع آنها با حضورم، سعی می کردم.ابراز همدردی بکنم.به دو عروسی دعوت شدم. و با افتخار در آنها شرکت کردم.

به ادارات و نهاد ها نرفتم.چراکه تجربه های قبلی نشان داده بود.شخصیت و ارزش کار بنابه برداشت موجود،گاها مرا آزار می دهد.چرا که بیشتر فکر می کنند.برای دریافت کمک مالی مراجعه می کنی.هرچند برخورد و ارزش کار این حرکتها کمتر از طرف مسئولین مورد حمایت قرار می گیرد.هنوز فرهنگ و ارزش  این کار ها در جامعه ما جا نیفتاده است.